من مادر شادابی خواهم شد

چقدر برام تاریخ و روز وساعت روزهایی که سقط میکردم مهم بود

الان اصلا  یادم نیست

اینجا خوبه هست که بخونم روزهایی رو انتظار کشیدم برای سپهر

سپهرم خیلی د.وستت دارم مادرجان

کاش زندگکیمون خراب نشه با هم بمونیم سه تایی مون

نمیدونم چرا اینو گفتم



مشخصات

چقدر سر زدن به دوستانی که روزها برای خوندن درد دل های اونها وقت یذاشتم حس خوبیه

خیلی خوشحالم از اینکه بعضی ها هنوز هستن

از اینکه می نویسن

منم باید بنویسم

مث اون وقتها که مغازه کافی نت داشتیم و تا ظهر می نوشتم و میخوندم

همسری نیست و من و سپهر تنهاییم

به مامانم اصلا نگفتم ماموریته چون گیر میداد بیا خونمون و اینا

می خواستم بمونم و یه کم برای خودم باشم

خیلی وقته دلم برای خود خودم تنگ شده

توی آینه فقط یه زن میبینم که باید دنبال لکه ها بگرده و جای دست پسرشو پاک کنه...

خودم کو؟؟

خود شاد و بذله گو؟

فقط یه سایه ازم مونده

همسری به خودش میرسه کلاس تار میره باشگاه میره استخر میره خواب کافی دارهبه مادرش هر روز سرمیزنه 

من چی؟؟؟

هیچی 

مقصرم 

خودم مقصرم



مشخصات

خونه من ...

روزگار تلخ و شیرین ...

ای داد بیداد....

چرا دیگه وقت ندارم بیام؟؟؟

سلام عزیزان

نمی دونم دیگه اصلا کسی میاد وبلاگ فافا یا نه

نمی دونم دیگه اصلا کسی بجز تلگرام و اینستا اینچا هم سر میزنه؟

من توی اون دوتا هم نیستم

اینجا هم نیستم

من اصلا دیگه فافایی که میشناختید نیستم

من یه مامان هستم

مامان یه پسر پرشور و باهوش به نام سپهر

سپهر من تقریبا 22 ماهه شده

از پوشک یه ماهی میشه جدا شده

هنوز جیششو نمیگه ها

فقط ما خواستیم تحریما رو دور بزنیم!!!

پسرککم حسابی شیرین زبون شده

منو مامان جان صدا میکنه یا مامان باییزه

به خودش میگی اسمش چیه میگه سپهر و اگه ازش بپرسی سپهر یعنی چی ؟ میگه : آسنو (آسمون)

همه کلمات رو با دقت ادا میکنه

شعر میخونه

همش جرف میزنه و وسطش به من میگه مامان جان درسته ؟؟

خیلی مونسم شده

من هنوز همون مشکلات قدیمی رو دارم

هنوز یاوه گویان میگن و میگن و میگن...

و من دیگه پوستم کلفت شده

دیگه اعتراض میکنم به همسری و میگم باید  بدونی  که حداقل ترین کاره 

همسری افتاده دنبال انتقال از شهرمون و رفتن به تهران

معتقده دوری باعث دوستی میشه

و من میدونم دوری فقط دودش توی چش من میره و منو از عزیزام دور میکنه

داداشم سربازه 

و انشالله همه سربازا در پناه خداباشن

این مدت خیلی چیزا شد

دعواهامون با همسری به کتک خوردن منم کشیده شد

به خاطر خانوادش

و به خاطر نعصباش

ولی خب گذشت 

منم نمی خوام اینجا یادش کنم

فقط حسابی با پسرم سرگرمم

حیف الانن عکسش رو نمی تونم بذارم

توی اینستا یه پیج داره پسرم اگه گسی دوست داشت بیاد به این آدرس  SEPEHR24995

ایشالله دلتون خوش باشه 

الان میام یهتون سر میزنم


مشخصات

سلام

اینقدر دیر امدم که نگو

اصلا اینجا رو یادم بود

خوبید؟

سپهرم مردی شده ماشالله

18 ماهش شده

شیرین زبون شده

بلبل زبونی میکنه

اما فافا هنوز خوب نیست

شاید بخوام جدا بشم از همسری

به خاطر مادرش

پاشو از زندگیم بیرون نمیذاره

اذیتم میکنه

روانیم کرده

حوصله ندارم بگم چی کرده و نکرده

اما می خوام برای نجا ت خودم و پسرم از این مهلکه برم....

همسرم بمونه ومادرش....

بفهمن که این بار فرق داره

بازم هنوز حرفی نزدم

قهر نکردم برم

می خوام اول برم مشاوره

میدونم حل نمیشه

می دونم این کثافت فقط با مرگشه که همه رو راحت میکنه

اما  باز هرچی جلوتر میرم بیشترر خرد میشم

بیشتر تحقیر میشم

عکسای سپهرو نشد بذارم

فعلا


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل